تبليغاتX
پروین اعتصامی - دستبرد برادر به ديوان خواهر (بخش دوم )
پنجشنبه 1385/11/12
دستبرد برادر به ديوان خواهر (بخش دوم )

از اين مقدمه چنين برمي‌آيد که «پروين» در نوروز 1320 و يا پيش از آن، اجازه‌ي تجديد طبع ديوان را به برادر داده و وي در فاصله‌ي در گذشت او در نيمه‌ي فروردين 1320 تا مهر 1320 چاپ آن را به پايان رسانده‌است. وقتي بر بنده مسلّم گرديد که «ابوالفتح اعتصامي» در فاصله‌ي سه سال _ بين چاپ دوم و سوم ديوان _ در يک قصيده، سه بيت مهم آن را حذف کرده و در ميراث ادبي خواهر خود خيانت روا داشته‌است، به بقيه‌ي قسمت‌هاي طبع سوم ديوان «پروين» نيز مشکوک شدم. بيم آن بود که برادر که يک‌تنه ميراث‌خوار ادبي خواهر بوده‌است در موارد ديگر نيز دسته گلهايي از اين گونه به آب داده باشد! پس در طي 12 سال اخير، در چند نوبت، برخي از قسمت‌هاي اين دو چاپ را نه به قصد استقصاء، با يکديگر مقايسه کردم و دريافتم که «ابوالفتح اعتصامي» ذر چاپ سوم ديوان، نسبت به چاپ دوم، حداقل تغييراتي را به شرح زير داده‌است:

1 – از قصيده‌ي «گنج عفت» سه بيت مورد نظر را حذف کرده‌است. او نه در مقدمه‌ي کتاب و نه در زيرنويس صفحه‌اي که اين قصيده در آن به چاپ رسيده _ برخلاف سنت جاري _ به حذف اين بيت‌ها در چاپ سوم اشاره‌اي نکرده‌است، تا چا رسد به اين که دليل کار نادرست خود را ذکر کرده‌باشد. مشکل آن است که چون در شصت سال اخير، چاپ دوم ديوان «پروين اعتصامي» بسيار ناياب شده‌ و همه از چاپ‌هاي سوم به بعد ديوان، که توسط «ابوالفتح اعتصامي» به چاپ رسيده‌ و يا چاپ‌هاي ديگر استفاده مي‌کنند، کسي از وجود اين سه بيت مطلقاً اطلاعي ندارد.

2 _ بعد از اين که اين موضوع روشن گرديد، متوجه شدم «ابوالفتح اعتصامي» عنوان اين قصيده را هم در چاپ‌هاي سوم به بعد، از «گنج عفت» به «زن در ايران» تغيير داده‌است. در حالي که «پروين» به يقين عنوان «گنج عفت» را با توجه به يکي از ابيات اين قصيده «زن چو گنجور است و عفت، گنج و حرص و آز، دزد...» برگزيده، که در آن «عفت» و «گنج»را به کار برده است.                                  
برادر که پس از مرگ خواهر اين عنوان را هم به دليلي نپسنديده، آن را به «زن در ايران» _ شايد بر اساس کاربرد آن در اولين بيت قصيده: «زن در ايران پيش از اين گويي که ايراني نبود...» _ تغيير داده‌است.

3 _ در چاپ دوم، تعداد قصايد 43 است و در چاپ سوم، 42 عدد. «ابوالفتح اعتصامي» شعر «فرشته‌ي انس» (شماره‌ي 43، چاپ دوم) را در بخش «مثنويات و تمثيلات و قطعات» با شماره‌ي 145 ذر چاپ سوم آورده‌است. بدون هيچ اشاره‌اي به جا به جا کردن اين شعر.
ناگفته نماند که «فرشته‌ي انس»، با مطلع: «در آن
سراي که زن نيست انس و شفقت نيست/ در آن وجود که دل مُرد، مُرده‌است روان»، با توجه به قافيه دو مصراع بيت اول آن، قصيده نيست و قطعه است.
پس اگر قرار دادن اين شعر در بخش «مثنويات و ...» چاپ سوم به اين دليل بوده، البته کار درستي بوده‌است. اما معلوم نيست چرا «ابوالفتح اعتصامي» چهار «قطعه»‌ي ديگر را که در بخش «قصايد»  طبع دوم، چاپ شده به بخش «مثنويات» منتقل نساخته‌است؟
مطلع آن چهار قطعه به قرار زير است:

شماره‌ي 4: يکي پرسيد از سقراط کز مردن چه خوانده‌ستي/ بگفت اي بي‌خبر مرگ ار چه نامي زندگاني را..
شماره‌ي 9:  عاقل ار کار بزرگي طلبيد/ تکيه بر بيهده گفتار نداشت...
شماره‌ي 20: داني که را سزد صفت پاکي/ آن کاو وجود پاک نيالايد...
شماره‌ي 36: تو بلندآوازه بودي اي روان/ با تن دون يار گشتي، دون شدي...

4 _ در چاپ دوم ديوان، شعر معروف «روزي گذشت پادشهي از گذرگهي/ فرياد شوق بر سر هر کوي و بام خاست» با شماره‌ي ترتيب و عنوان «205 – کجروان» چاپ شده‌است و در چاپ سوم با شماره و عنوان«57 - اشک يتيم». در حالي که به نظر مي‌رسد «پروين» با توجه به لفظ «کجروان» در بيت آخر اين قطعه، عنوان شعر خود را برگزيده بوده‌است:

     پروين به کجروان سخن از راستي چه سود       
کـــو آن چنـــان کسيکه نرنجــد ز حرف راست
 

ناگفته نماند که «پروين: اين شعر را در صفر سال 1340 هجري قمري در مجله‌ي «بهار» با عنوان «اشک يتيم» چاپ کرده بود ولي در طبع دوم ديوان، عنوان آن را به «کجروان» تغيير داده‌است.

نوشته شده توسط ایمان طوسی در 9:41 پنجشنبه 1385/11/12 | | لينک اين مطلب